الان که قصه ای برای نوشتن ندارم، فقط دلتنگ ۱۷ سال پیش شدم که اولین وبلاگمو ساختم، و همهی آدم هایی که اینجا شناختم. (سایا، محبوب، مریم، آقا معلم، اون که رفت خدمت و برنگشت، مشهدیه، کرمونیه، بابابزرگ و ده ها نفر دیگه که خودشون و قصشونو یادم مونده و میمونه) یه روزی انقد حالم خوب میشه که دوباره بنویسم...
برچسب:
نویسنده: بردیا اسدی
برچسب:
نویسنده: بردیا اسدی
برچسب:
نویسنده: بردیا اسدی
برچسب:
نویسنده: بردیا اسدی
این وبلاگ بعد از ۱۵ سال، برای هميشه تعطیل شد. خدانگهدار همگی
برچسب:
نویسنده: بردیا اسدی