با سلام و احترام به استحضار میرساند که جز دوری شما ملالی نیست، نه هست، اما نیست. فی الواقع درست است که «این بیدها را باد و ما را درد خواهد برد» اما به نظر اینجانب آقای موسوی در خصوص میزان شرجی شانههات #خطای_انسانی کرده و آنها را به بوشهر نسبت داده که ما هم از همه جا بیخبر در زیر یکی از پستهامان واو ننداز کپی پیست کردیم. علی القاعده شرجی شانههات چابهاریست که هنوز بادهای صد و بیست روزهاش نیامده باشد و هوا گرم باشد و حتی رئیس جمهور کشورت هم عوض شده باشد و تو نرسیده باشی در عروسی رفیق گرمابه و مازندرانت شرکت جسته و غم وارده را با ریتم «ل لیلی تو لیته لیتو» پشت سر بگذاری. اساساً شرجی شانههات هجوم لشکری از شرقیهای غمگین است که افشاریان که هیچ، پدر افشاریان هم ندیده باشد. مخصوصاً آنجا که باد میزد توی موهات و تو جوری زل زده بودی به پنجره که انگار اهواز از پشت شیشه دیدن دارد یا دوربین تلفنت خودش روشن شده و شما حواست نیست. میدانی؟ خیلی وقتها همینطور حواست نیست. یعنی حواست هست که حواست نباشد. اما نامه که جای گلایه نیست، آدمیزاد گلایهاش را که این طرف و آن طرف پست نمیکند. میگذارتش کنار تا آنگه که بازگردی و سعدی ماجراهاش را بگوید. راستی امروز چندم تیر است، قصد بازگشت به سر مبارکتان نزده؟
برچسب:
نویسنده: بردیا اسدی